ضیافت پنجم: طرح موضوع برای رأیگیری
با طرح موضوعات زیر سعی میکنم که باب گفتگو را برای آغاز ضیافت پنجم بگشایم. موضوعاتی که در زیر آمدهاند، بر اساس برداشت من از ضیافتهای معمارانه و پتانسیلهای نهفته در این رویداد انتخاب شدهاند، در نتیجه موضوعات پیشنهادی جنبهای عمومی و فراگیر دارند تا امکان حضور بیشتر مهمانها با دیدگاههای مختلف فراهم شود. توضیحات مختصری هم به عنوان پیشدرآمد، به هر موضوع اضافه کردهام که البته جنبهی شخصی و مجرد دارند و دوستان میتوانند از دریچهی کاملاً متفاوتی به موضوع انتخابی بپردازند. فکر میکنم که تا روز «نوروز» برای رأیگیری و انتخاب موضوع منتظر شویم و با نخستین روز سال جدید میهمانیمان را با طرح موضوع نهایی آغاز کنیم و تا بیستمن فروردین هم به شنیدن «کلام» هم بپردازیم. پس از آن، به عنوان میزبان این دوره یک جمعبندی کوتاه از مجموعهی مطالب دریافتی خواهم نوشت و سکان هدایت را به میزبان بعدی واگذار خواهم کرد. 3 موضوع پیشنهادی از این قرارند:
1) معمار کیست؟
به نظر ویتروویوس در «ده کتاب در باب معماری» معمار کسی است که «باید» از دانش عمومی و همچنین علاقهمندی نسبت به مسائل اجتماعی برخوردار باشد. او باید در بیان نوشتاری ایدههایش در قالب کلمات توانا باشد، در طراحی با دست قابل و در هندسه توانمند. او باید رویدادهای مختلف تاریخی را بشناسد، نظریات فیلسوفان تأثیرگذار را شنیده باشد، چیزی از موسیقی بفهمد، بیاطلاع از علم پزشکی نباشد، احکام قضایی را بشناسد و اطلاعاتی در زمینهی ستارهشناسی و روند بنیادی حرکت اجرام سماوی کسب کرده باشد. (نقل به مضمون)
آیا تصور ویتروویوسی از فرد معمار با ویژگیهایی که امروزه به تمامی قابل تجمیع در یک انسان نیستند، معتبر است؟ برای کسی که حرفهاش طراحی ساختمانهاست چه نیازی به آشنایی با چنین گسترهی وسیعی از دانشها وجود دارد؟
2) مسابقات معماری
لئون کریر با افتخار در جایی اعلام کرده است: «من نمیسازم، چرا که معمار هستم.» احتمالاً به این دلیل که ساختن با محدود کردن آزادی و تنزل خواستههای معمارانهی او همراه بوده است. بنابراین مسابقات معماری میتوانند گزینهی مناسبی برای عرض اندام افرادی باشد که به دنبال آفرینش بیواسطهی خواستههای ذهنی خود هستند. ایدههای معمارانه وقتی در چارچوب یک مسابقه پردازش میشوند کمتر به ایدههای صرفهجو و کممایه تقلیل مییابند و دست طراحان را برای خلاقیت و بیانگری باز میگذارند. اما بهای رسیدن به این آزادی چیست؟ صرف وقت و هزینه، پرداخت بهای گزاف شرکت در مسابقات و در نهایت نادیده گرفته شدن توسط هیئت داوری؟ آیا شرکت در مسابقات نقطهی شروع و روزنهی امید آماتورها برای کسب اجازهی ورود به دنیای حرفهای معماری است؟ اتفاقی که در 32 سالگی برای زاها حدید گمنام با شرکت در مسابقه Peak هنگکنگ روی داد تا چه حد میتواند معرف یکی از کارکردهای اصلی مسابقات در کشف استعدادهای جوان باشد؟ و در نهایت برندهی نهایی در یک مسابقهی معماری کیست؟
3) ذکر فضاهایی که در وجودمان خانه کردهاند
موضوع سوم، شاید بیشتر حالت بهاریهنویسی داشته باشد و با حال و هوای نوروزی این روزها مناسبتر باشد. بدونشک در نظر هر کدام از ما ساختمان(هایی) وجود دارند که به دلیل کیفیات فضایی ویژهشان، آنها را مورد تحسین قرار میدهیم و حتی در بعضی موارد میپرستیمشان. مثل یک شاهکار سینمایی که ممکن است بارها آن را ببینیم و هربار هم از تماشایش لذت برده و نکتههای تازهای در آن کشف کنیم. ساختمانهایی از این دست، بدون واسطه در وجودمان خانه میکنند و بخشی از حافظهی معمارانهی ما را به خود اختصاص میدهند. مثلاً مسجد امام (شاه) اصفهان، خانهی بروجردیهای کاشان، موزهی هنرهای معاصر تهران و ... میتوانند نمونههایی از این دست باشند که هر کدام از ما با تمامی حواس پنجگانهمان و نه فقط با چشم، بزرگی آنها را لمس کردهایم. بدون تردید چنین رابطهای را مثلاً من با موزهی گوگنهایم گری در بیلبائو نداشتهام، چون ارتباطم با این اثر همواره باواسطه بوده و به همین اعتبار توانایی توصیف افسون این ساختمان را نخواهم داشت. از ساختمان(هایی) بگوئید که در آنها «حضور» داشته و آن(ها) را ستایش کردهاید، در داخل یا خارج، از گذشته یا دوران معاصر.
لطفاً به یکی از موضوعات سهگانهی بالا تا روز نوروز رای دهید، واگر هم با هر سه موضوع پیشنهادی مخالفید، صراحتاً اعلام نظر کنید. میدانم که مشغلهها در روزهای منتهی به سال جدید زیاد است و همه بر خلاف من در حال و هوای نوروزی بهسر میبرند. اگر گرفتاریها زیاد بود، زمانبندیهای بالا را کمی تغییر خواهیم داد.
نوروز بر همگی مبارک.
